بعد برو؟

صبر کن عشق زمین گیرد شود بعد برو/ یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
ای کبوتر؟به کجا؟ قدر دگر تاب بیار/آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض گلو می شکند/ صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو...دگر عشق مرد

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 5:49 توسط : ابتسام
از پشت قله ها ...

از پشت قله های فلک کشیده قلبم آمدی و خزانم شدی
مهربانم با چهره مهربانت از پشت پنجره ترک خورده قلبم امدی
و پنجره شکسته دلم را به سوی باغ خزانت روشن کردی با چهره معصومانه ات
به چشمانم نگریستی گویی میخواستی رازی بزرگ با چهره ام در میان گذاری اما حیف
که دوباره باد آمد و برگ های زرد و چروکیده دلت را تبدیل به حلیه های نامهربان عشقمان کرد
اماامیداورام که بازاز پشت هوای مه الود دلم بازآیی و پنجره دلم رابه کوی باغ مهربان دلت باز کنی
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 5:50 توسط : ابتسام
عشق ابی...

دوست داشتن یعنی رنگی از آبی عشق برداشتن
و با سپیدی پاکی آمیختن و با عطر گل یاس آغشتن
آنگاه آنرا به بال پرنده آزادی دوختن تا در جاده چشمان
نیلگو یار به پرواز در آمدن و در قلب مه روی صفت لانه گزیدن.
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 5:36 توسط : ابتسام

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:37 توسط : ابتسام
ای خدا ای خدا ای خدا

ای خدا ای خدا ای خدا
همه چی واسم غریبه
همه چی رنگ فریبه
ای امید نا امیدا
برسون هر چی رسیده
دیگه نیست صبرو قراری
آخ چه روز وروزگاری
مگه مارو دوست نداری؟
ای خدا کجای کاری؟
ای خدا قسم به عشق و به همین حال پریشون
به وفای عاشقون وبه صفای چشم گریون
دیگه طاقتم تمومه
دیگه فرصتی نمونده
واسه عشق وعبادت
ای خدا قسم به رازم که ازت نبوده پنهون
به تموم اشک چشمام به همین شام غریبون
دیگه طاقتم تمومه
دیگه فرصتی نمونده
واسه ی عشق و عبادت
دیگه نیست صبرو قراری
آخ چه روز وروزگاری
ای خدا مگه مارو دوست نداری
روزگارمون خزون شد
عشقمون فدای عشق دیگرون شد
ما که هستیم ونمردیم
پس چرا عشقو به دیگرون سپردیم
ما که بازمونه ساختم
بدو خوبشو شناختیم
ما که زندگی رو باختیم
ای خدا ای خدا ای خدا
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:41 توسط : ابتسام
عشق...
عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عشق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی گمشدن در لحظه ها
عشق یعنی بی قراری در خواب
عشق یعنی یک سوال بی جواب
عشق یعنی آخر خط بهشت ...

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:42 توسط : ابتسام

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 6:16 توسط : ابتسام
خنجر...

سرراهت نشینم گل بریزم
اگرخنجر ببارد برنخیزم
اگرخنجر ببارد مثل باران
که تا رویت نبینم بر نخیزم
خدایا تاب رنجوری ندارم
نمیدانم این سفر کی میرسد سر
که دیگر طاقت دوری ندارم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:19 توسط : ابتسام
دوست دارم...
| اگه چشمات مشكي يا عسلي دوست دارم اگه موي تو كوتاست يا كه بلند دوست دارم اگه چون دوستم داري ميخواي اذيتم كني هر چقدر مي خواي اذيتم بكن دوست دارم وقتي با برق چشات چشماموادب ميكني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوست دارم وقتي كه دستم ومي گيري ونازش ميكني تو دلم داد ميزنم هزار دفعه دوست دارم وقتي كه نگام به نيمرخت عمود اين لبام دوتاشون ميخوان درگوشت بگن دوست دارم اگه آرزوي ناز دوستم داري فقط يه بار درگوشم حالا نه بعدا"بگو دوست دارم |
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 6:3 توسط : ابتسام
دنیا مثل تو نداره...
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 5:21 توسط : ابتسام
مال تو
زندگی مال تو مرگ مال من
راحتی مال تو سختیا مال من
شادی مال تو غم مال من
همه چیز مال تو ولی تو مال من....
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 6:23 توسط : ابتسام
آه...

آن قدر آه کشیدم که زجهان سیر شدم
صورتم که چه جوان است ولی پیر شدم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:5 توسط : ابتسام
در چشم معصوميت دريا زيباتريني .
به نام خداوند بخشنده و مهربان
در چشــــــم
معصومیــــــت
دریــــا
زیباتـــرینی
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:50 توسط : ابتسام